تاریخ روانشناسی (6): کنفوسیوس و فضایل انسانی
کونگ فوزی («استاد کونگ»)، که در انگلیسی به «کنفوسیوس» (“Confucious”) مشهور است، نقشهای متعددی را در زندگانی خویش ایفا کرد: او دیپلمات، معلم و فیلسوف بود. کنفوسیوس در حوالی سال 500 پیش از میلاد به یک مشاور سیاسی مهم تبدیل شد. آموزهی وی دربارهی راه انسانیت الگویی را برای چگونه زیستن، چگونه فهمیدن تکالیف و چگونه تعاملکردن با دیگران پدید آورد.
پنج جنبهی مرتبط به هم اندیشهی کنفوسیوس عبارت بودند از تقدیر، ذهن، اخلاق برای آدمهای عادی، پرورش خویشتن و اخلاق برای دانشوران. کنفوسیوس میگفت ما همگی در تقدیر تولد، سالخوردگی، بیماری و مرگ مشترکیم، اما مسئولیت داریم که در برابر همگنان خود عمل اخلاقی پیشه کنیم. مدل کنفوسیوسی ذهن دو جنبه دارد: یک جنبهی ژرفبینانه که قوای شناختی ما را شامل میشود و یک جنبهی نیکخواهانه که دربردارندهی ذهنیت یا وجدان اخلاقی ماست.
اخلاق برای مردمان عادی از اشخاص میخواهد که نیکخواهی خود را به نزدیکانشان ابراز کنند، در حق آنها عمل نیک روا بدارند و به آنها احترام بگذارند، بهخصوص به آنهایی که شأن اجتماعی بالاتری دارند. با این کار شخص نزاکت را به جا میآورد و کارکردهای اجتماعی را تسهیل میکند. خیرخواهی، راستکرداری و ادب راه انسانیت را میسازد، راهی که قرار است راه رسیدن به آسمان باشد. ما از طریق پرورش خویشتن به اشخاصی دارای شخصیت اخلاقی عمیق تبدیل میشویم و گامی به سوی کسب فضایل سهگانهی خِرد، نیکخواهی و شجاعت برمیداریم.
از اواخر انقلاب فرهنگی در چین دههی 1970، رشتهی روانشناسی بهسرعت رشد کرده است، چنانکه از جایگاه ممتاز آن در آکادمی علوم چین پیداست. روانشناسان چینی بر پایهی سنت کنفوسیوسی کوشیدهاند اثبات تجربی ارائه دهند که خصایص همبستگی بینفردی، کلگرایی، خود ِدیالکتیکی، هماهنگی در روابط و دغدغهی حفظ آبرو جلوههای منحصربفرد شخصیت چینیاند.
ترجمه از
Pickren, Wade. E, The Psychology Book: From Shamanism to Cutting-edge Neuroscience, 250 Milestones in the History of Psychology, Sterling New York, 2014.
در این سلسلهمطالب ۲۵۰ مقطع مهم تاریخی در علم روانشناسی را بر اساس ترجمه از منبع فوق مرور میکنیم.
کلمات کلیدی: تاریخ روانشناسی، روانشناسی، کنفوسیوس